فرهنگستان علوم يا ... ؟!!

چند سال پيش ،‌ حاصل سخنراني هاي استاد خسروپناه در مجموعه اي مكتوب بانام جريان شناسي فكري ايران معاصر" به چاپ رسيد. همان زمان استاد در صدد تفصيل و تدقيق همين كتاب بودند و باتوجه به اين كه در اين زمينه منابع قابل توجهي در دسترس نبوده و خروجي هاي علمي در اين زمينه جزء آثار ابتدايي بود و لذا همت خود ايشان را مي طلبيد تا اين كار به اثر قابل توجهي ختم شود.

خط مقدم هر رشته داراي كاستي هاي روشن و بديهي است و اگر بنا باشد هر شخصيت علمي به صرف احتمال اين كه كتابش ممكن است داراي نواقصي باشد و از انتشار آن خودداري كند،‌بايد منتظر انسداد تمامي ابواب علوم بود.جريان شناسي از جمله امور لازم فرهنگي بود كه پس از انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي ،‌هيچ متصدي خاصي نداشت و بادغدغه شخصي نيروهاي منفرد انساني شاهد اثراتي انگشت شمار در اين زمينه بوديم.

چندين ماه قبل بود كه پايگاه اطلاع رساني استاد خسروپناه خبر انتشار "کتاب جریان شناسی فکری ایران معاصر" را بر روي صفحه اصلي خود قرار داد.

فرهنگستان علوم اسلامي كه خود را "تلاش گر سه دهه اي در مسير انقلاب علمي و فرهنگي و صاحب دستاوردهاي علمي در خور توجه" مي داند،‌ سيزدهم شهريور امسال از سوي روابط عمومي خود به اصلاح نقدي بر اين كتاب وارد كرده است.

نكات بسيار قابل توجهي در اين نقد به چشم مي خورد:
1- هشت مورد از  شاخصه‌هايي که بايستي در يک جريان شناسي فکري وجود داشته باشد ذكر شده كه بدون اثبات اين هشت مورد، عدم تطابق اثر استاد خسروپناه با اين هشت نكته ي سليقه اي را نوعي نقص عنوان كرده اند. بايدها و نبايدهايي كه براي نگارش يك اثر با موضوع جريان شناسي نقل شده كاملا بدون ذكر منبع و دليل است.

2- در بخشي از اين نقد گذرا كه از سوي روابط عمومي دفتر فرهنگستان علوم اسلامي منتشر شده است اين گونه ميخوانيم:

"... در يكي از اين كتاب‌ها نسبت به بعضي از جريان‌ها از جمله فرهنگستان علوم اسلامي که حدود سه دهه در مسير انقلاب علمي و فرهنگي تلاش كرده و به دستاوردهاي علمي در خور توجه نيز نائل شده است به آساني و بدون دقت علمي لازم در قالب چند صفحه محدود با توصيفات ناقص و ايجاد تقابل اين جريان با گفتمان رهبري و امام و در پايان با تمسخر و استهزاء، پرونده قطور علمي سي ساله آن را نزد دانشگاهيان مخدوش کرده است.چنين برخوردي خواسته يا ناخواسته ،همان غرض‌ورزي‌هاي سياسي، سلبي و حذفي در قالب علمي است...."

در ادامه اين اطلاعيه آمده است:

"كتاب مذکور تحت عنوان «جريان شناسي فکري ايران معاصر» توسط دکترعبدالحسين خسروپناه نوشته شده است و نويسنده و پژوشگر محترم که تخصص‌اش در حوزه فلسفه و کلام است در سالهاي اخير به اين موضوع، که صبغه اجتماعي، فرهنگي و تاريخي دارد ورود پيدا کرده و در اين كتاب نويسنده محترم به جاي توجه به ظرفيت‌ها و پتانسيل علمي جريانهاي فکري و تلاش براي ايجاد همدلي بين جريان‌ها در جهت افزايش همگرائي براي باز توليد تمدن عظيم اسلامي، همه جريانها را با سليقه شخصي در نسبت با گفتمان فکري امام و رهبري مورد ارزيابي و داوري و در نهايت در تقابل با آن قرار داده است. اين روش به جريان شناسي سياسي شبيه‌تر است تا جريان شناسي فکري و علمي. زيانبارتر اينكه هم اينك تلخيصي ناقص از آن متن درسي قرار داده شده است."

الف) ادب نقد و انتقاد از يك كتاب يا مقاله ايجاب مي كند، مخاطب نوشته را در جريان كتابي كه قرار است نقد شود قرار داد و با ذكر جملات كوتاهي از كتاب مورد نظر ،‌ براي اثبات ادعاي خود كمك گرفت. اما روبط عمومي دفتر مذكور بدون ذكر عبارات مورد نقد كتاب، به قرائت شخصي خودشان از كتاب اكتفا كرده اند.

ب) جريان شناسي فكري امري اعم از فرهنگي و علمي و سياسي است و اين كه در يك جريان شناسي فكري به مباني فكري جريان هاي سياسي پرداخته شود امري طبيعي و لازم است. هم چنين،‌ گفتمان فكري امام و رهبري نيز فقط سياسي نبوده و اثرات سياسي بخشي از اثرات آن است.

ج) اگر دفتر مذكور در اين زمينه و در قبال انتشار اين كتاب احساس "زيانبري و خسران" مي كند،‌ مي تواند با انتشار مقاله اي مبسوط به پاسخ گويي سوالات و اشكالات وارد شده بپردازد و به جاي سكوت سي ساله و در هم تنيدن پيله هاي به ظاهر ابريشمي در قبال تمامي سوالات ديگر اساتيد نيز پاسخگو باشند.

3- نكته قابل توجه در اين اطلاعيه پيشنهاد مناظره است كه بسيار قابل توجه و ضروري به نظر مي رسد و با استقبال ديگر رسانه ها نيز مواجه شده است.

4- صدور چنين اطلاعيه اي از سوي اين دفتر و در مواجهه با مباحث علمي و شخصيت هاي علمي امري غريب نيست اما لازم است بدانيم در موضوعات علمي هر تلاشي كه در كاستن شان يك عالم صورت مي گيرد نتيجه اي جز كاستي شان خود ما ندارد.

سيدمحمد موسوي

+ پايگاه اطلاع رساني استاد خسروپناه

+ دفتر فرهنگستان علوم اسلامي / نقدی گذرا بر کتاب "جریان شناسی فکری ایران معاصر" نوشته حجت الاسلام دکتر خسروپناه

+ جزوه "جريان شناسي فكري ايران معاصر" متن تدريسي طرح ضيافت انديشه.

+ كتاب جريان شناسي فكري ايران معاصر

+ هيات حمايت از كرسي هاي نظريه پردازي ،‌نقد و مناظره / نقد "جریان‌شناسی فکری ایران معاصر" دکتر خسروپناه و دعوت به مناظره

قصه قصه آدمی است!


«مردم ما بايد همت كنند. دولت جمهورى اسلامى كمك‌هایى كرده است،                                   بعضى از مردم كمكهائى كرده‌اند، لكن اينها كافى نيست، بيشتر بايد كمك                                   كنيم. اين وظيفه‌ى همه‌ى ماست. برادران مؤمن ما، برادران مسلمان ما در                                      آنجا دچار يك چنين مصيبت بزرگى شده‌اند.»

همین دو خط. آن طرف‌ترش را هم نخواندی نخوان! تكلیف روشن است. حكم حكومتی و ولایی نیست. حكم سیاسی و عقیدتی نیست. زیدی و حنفی و شافعی و مالكی ندارد. حتی هندو و گبر و مسلم هم فرقی ندارد. بنی آدمند. خلایقند و  حكم انسانی و بشری. كدام برترند. انسانیت یا مذهب و ملیت؟ وجدان بشری یا  اختلافات قومی  و قبیله‌ای؟ اسلام انسان می‌خواهد. و انسان هدایت می‌شود. تو بگو دیپلماسی عمومی هم در این فراز هست. باشد. بگو مخاطب مردمند و این یعنی انقلاب اسلامی، انقلاب مردم است نه دولت‌ها. بگو وظیفه یعنی واجب. هرچه هست، من همان اولی را می‌گویم. قصه قصه آدمی است.

لوح محفوظ

- یازدهم سپتامبر را حادثه نمی دانند، مناسک بزرگی بود برای دعوت شیطان و نماینده اش (دجّال) به ظهور، اینان اربابشان مسیح و کتابشان تورات نیست! تلمود پرستند و از دستورات بازمانده ی فرعون پیروی می کنند. یازدهم سپتامبر تحدّی با خدای متعال بود برای جنگ!
عجیب نیست که در سالگرد آن نیز با سوزاندن کتابش، تصمیم به تحدی دیگری کنند! درست نه سال پس از آن!

- فراموش کردند اجدادشان که سوار بر فیل بودند چگونه توسط سنگهایی از سجیل رمی شدند! و به یاد نمی آورند زلزله بزرگی که همین چند سال پیش در ترکیه اتفاق افتاد به دلیل پاره کردن قرآن شریف!

- و الله متم نوره و لو کره الکافرون... و انا له لحافظون... .

- گرامی باد یاد و خاطره شهید ادواردو آنیلی که با مطالعه ی اندکی از این کتاب شریف ، مستبصر شد.

- این معنای آزادی بیانی است که آوازه اش در غرب گوش همه را کرد کرده است! قرآن کریم را اگر یک کتاب هم بدانیم ، به جای سوزاندن، اگر می توانید مثل اش را بیاورید یا اگر توانایی دارید همین را نقادی کنید ان کنتم تعلمون!

- قرآن همیشه در همه جا تعیین کننده است، قلب ماه مبارک رمضان شب قدر است که در آن قرآن نازل شده است، پیامبر آن را یکی از ثقلین پس از خود معرفی کرد، در جنگ صفین به سر نی رفت تا نگین خلافتی جا به جا شود، برای گرفتن حاجت آن را به روی سر می گذارند تا خدای متعال را شرمنده کنند... و اینک... زهی خیال باطل! این فتنه علیه خودتان تمام خواهد شد.

* در فرهنگ اینان عدد ده نماد خدای متعال است، یازدهم سپتامبر را انتخاب کردند تا از ده عبور کنند:
- تخریب برجهای دو قلو: 2001/9/11
- قرآن سوزی امسال: نه سال پس از آن مناسک بزرگ شیطان پرستی-ماسونی.
- آخر الزمان (تکمیل ابراج البیت-ابلیسک بزرگ شیطان- برفراز مسجد الحرام): 2012 یازده سال پس از آن.

پیرامون سوره فیل

مطالب دیگران:

+ صدای عیسویان بلند شد مسلمان چرا صدایت بگوش نمی رسد؟ (کاتب باشی)
+ قرآن نمی سوزد (شاهد)
+ آیا ریختن خون تری جونزهمچون سلمان رشدی حلال می شود؟ (پرزیلا)
+ قرآن سوزی یا پا جای پای ابرهه گذاشتن؟! (پرزیلا)
+ ۲۰۰ جلد منشور صلح جهان برای ظلم می سوزد (بیانچه)
به راستی چه می‌کردیم اگر آتش می‌زدند؟ (طلبه ای که خیلی وقته ننوشته)
+ سلمان رشدی ها رشد کرده اند، غیرتمندان … (طلبه)
+ سجیل ها ببارید… ابرهه ها در راهند (عطر ریحان)
+ تحقق شعار «آزادی عقیده» با سوزاندن قرآن! (دنیای راه راه )
+ قرآن مظلوم نیست ، ما ظالمیم (اسرار آل محمد)
+ الموت لامریکا (سید یاسر)
+ قرآن کریم (دوئل)
+ دوازدهم سپتامبر (ایرانی آرام)
+ چاره ای به جز جنگیدن نداریم (تاربلاگ ایلیا)
+ آنها سالهاست قرآنمان را میسوزانند(آنجا که مهدی نیست,قرار نه,فرار باید کرد)
+ قرآنی آمیخته با پوست و گوشت (یادداشت های گمشده)
+ إنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الْذِّكْرَ وَ إنّا لَهُ لَحافِظُونَ (اندیشه روشن)
+ از قرآن محافظت خواهیم کرد (دوئل)
+ جنبش وبلاگی قلم در دفاع از قرآن (شاهد)
+ امروز نیز زینب داغدار ماتمی بزرگ است (طلبه)
+ ما اعلامیه حقوق بشر را به آتش می کشیم! (بی عُمر)
+ قرآن ، کتاب روشنگر (عکاس مسلمان)
+ قرون وسطایی های هزاره سوم (حاج حمید)
+ مظلومیت همیشگی . . . - حاج محمد.

لذت !

آدم روزه بگیره تو ماه رمضون فقط به خاطر دو چیزش :

1- خواب توی روز و بعد از افطارش

2- افطاری با شکم گرسنه و تشنه.

المسافر کالمجنون!

قصد کوچی مقدس از بلاگفا کردیم . . .

سیلی به بزرگی دستان ما !

پاکت داروها را که دستشم دادم،

نگاه معصومانه ای کرد،

نگاهی که از گوشه اش سیل اشک جاری بود،

پاکت را داخل چادر هلال سرخ برد،

و تشکر کرد،

جوری که انگار به او کمک کرده ای.

+ صفحه ویژه پاکستان در وبلاگ سامی یوسف و موسیقی ویژه "ندایت را شنیدم" برای مردم پاکستان.

+ افطاری‌هامان را با مردم پاکستان تقسیم کنیم

+ پاکستان را دریابیم (حاج محمد)

+ سیزده قطعه برای زنده های کشور همسایه (طلبه ای که خیلی وقته ننوشته)
سیل پاکستان و سکوت وبلاگستان ( بیانچه )
درماه علی علیه السلام شیعیانش را دریابیم (کاتب باشی)
آی آدمهای در ساحل نشسته…
(عطر ریحان)
انعکاس این مطلب در سایت تابناک *
مردم مسلمان را دریابیم (ایران اسلامی ما)
صدايم كم است اما ميگويم : خدا صبرتان دهد (وبتاک)
همسایه ها (ایرانی آرام)
انعکاس خبر جنبش در سایت پارسینه *
شب است و همسایه گرسنه (دنیای جوانی)
شعری تقدئیم به مردم رنجدیده پاکستان (در عصر بی گناهی)
انعکاس در ببین نیوز *
همین همسایه ی کناری (تاربلاگ ایلیا)
لبیک یا سید علی (جنبش پیامکی احمدی نژاد)

+ پاکستان را تصویری ببینید

پست های مربوط در این وبلاگ:
+ نان و خرمای ما.
+ پاکستان.

از این طریق میتونید کمک کنید:

1- از طریق پرداخت اینترنتی http://emdad.ir/epay

2- واریز وجوهات نقد به حساب ۳۳۳ ارزی بانک ملی شعبه پیام انقلاب اسلامی جهت کمکهای نقدی ارزی.

3 – حساب ۲۰۰۵۵۵۹۹۹۰۰۴ بانک ملی شعبه کمیته امداد در ارتباط با کمکهای امانی حوادث(سیل،زلزله و…).

4- شماره حساب 1123 کمیته امداد امام خميني (ره) در بانک ملی

5- شماره حساب 99999 هلال احمر در بانک ملی

6- شماره حساب 284000 سازمان بسیج مستضعفین در موسسه مالی اعتباری مهر

7- و کمک‌های غیرنقدی شامل آب معدني، موادغذایی، انواع کنسرو، آرد، خرما، پوشاک، دارو، زیرانداز و چادرهای گروهی را به پايگاه‌های هلال احمر، پایگاه‌های بسیج، مساجد سراسر کشور، کمیته امداد و ستادهای نماز جمعه تحويل دهند.

دل تنگ

- " دیشب نیامد . . . امشب هم نمی آید ؟ "





این را چاه معروف کوفه در دلش گفت!

چگونه پا بر جایم ؟

ابوحمزه: " من کسی هستم که دستور حاکم بر آسمان را سرپیچی کردم . . . "

جوشن کبیر: " ای کسی که تمامی آنچه هست در مقابل عظمت تو تسلیم است . . . "


یعنی همه بر خدا سجده کردند . . . الا من !
یقینا این را ، سابقه داری مثل شیطان به من آموخته است!


* انا الذی عصیت جبار السماء.
** یا من استسلم کل شیء لعظمته.

زمزمه 4 - مولای یامولای انت المولی و اناالعبد...

- " مدتیه دیگه صداش از تو مسجد نمیاد . . . دلم براش تنگ شده ! "





سکانس یکی مانده به آخر، زمزمه ایتام.
لوکیشن: عراق/کوفه.

عنوان: مناجات امیرالمومنین علیه السلام در مسجد کوفه.

لايمكن الفرار من حكومتك

از دست بوسهاي خدا نمي شود فرار كرد . . . 





ترجمه عنوان: فرار از سیطره ی حکومت تو ممکن نیست (امیرالمومنین-دعای کمیل)

Dont try

یک بار در گودر گفتم:

به آقاي هاليود عرض مي كنم:
زحمت نكش برادر!
اينجا فيلمهاي ايراني به تنهايي
كار روابط زن و مرد را يكسره كرده است...

israel MUST BE DESTROYED - 1

QODS DAY is coming !

صهیون!

صورت خود را برای آماج مشت های گره کرده

آماده کن !

هک

عملا فرقی با کخ نمیکنه!
یه جور سادیسم روانی!

شمارش معکوس

مسافران و میهمانان گرامی!

به پایان شهر رمضان نزدیک می شویم!

10

9

8

.

.

.

تهدمت و الله ارکان الهدی

صدای هر کسی که بود

دلمان را امروز صبح لرزاند . . .

نان و خرمای ما

+ پاکستان را دریابیم.

+ فریاد پاکستان و سکوت وبلاگستان.

+ همین همسایه کناری ما.

+ در ماه علی علیه السلام شیعیانش را دریابیم.

+ آی آدمهای در ساحل نشسته

+ مردم مسلمان پاکستان را دریابیم.

+ صدایم کم است اما می گویم خدا صبرتان دهاد.


+ پاکستان را تصویری ببینید


دیگر دوستان هم بنویسند از کودکان یتیمی که دیگر مولای دو عالم امشب توان نان و خرما به دوش گرفتن برایشان را ندارد:

هیچ ، میان این مسیر ، منم سلام و دیگر دوستان.

بی ربط:  برای خودم متاسفم که باید در چنین سرویس وبلاگی بنویسم که تا نوک دماغشان را بیشتر نمی بینند. چندتا از دوستان به دلیل همین کوته بینی جا افتادند و امکان لینک شدنشون نبود.

زمزمه 3

- "بچه ها !

به نظرتون رنگ پارچه ای که به سرش بسته بودن زردتر بود یا رنگ صورتش؟! "




سکانس بعد از عیادت ایتام
location: عراق/ کوفه/ کنار درب منزل امیر - در راه بازگشت به خرابه

شیرمرد عرب

دو آقا زاده دوان دوان،

خودشان را به مسجد رساندند . . . علیهما سلام الله

ابن هبیره به همراه جماعتی

در تلاش بودند تا در محراب کوفه سراپایش کنند . . . علیه سلام الله

تا شاید نماز را اقامه کند !

نماز را حسن اقامه کرد! علیه سلام الله

و

فاتح خیبر

نشسته

با ایما و اشاره

دو رکعت نمازش را

خواند!

منبع: بحارالانوار، ج42، ص283.
این دو آقازاده اولین بارشان نبود که دوان دوان به مسجد می آمدند ، یک بار هم در مدینه این اتفاق افتاد...

قرآن ناطق

در حالی که آیاتی* از قرآن را زیر لب تلاوت می کرد

و مردم گرداگرد او جمع بودند،

خاک را با دستان مبارک بر می داشت و بر فرق نازنین اش می گذاشت،

[ خاک محراب ، روی فرق سرش گِل می شد! ]


منبع: بحار الانوار ج42 ص282
* طاها/55: منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تارة اخری [ترجمه آزاد: از آن خلق شدید و در آن دفن می شوید و دوباره از آن زنده خواهید شد. آن=خاک]

استخوان در گلو

صدایش چگونه است ؟

بک یا الله . . .

امشب منزلش احیاست . . .

از فردا صبح باید برای زیارت فاطمه آماده شود . . .