اين بغض خفته اي است كه فرياد مي شود
شيرين قصه هاست كه فرهاد مي شود
امروز در سكوت زمين محو مي شود
فردا به افتخار و شرف ياد مي شود
شمعي كه شعله ي داغش ز سينه مي جوشد
خاموش كي ز وسوسه ي باد مي شود
بال و پرش پر است از احساس آسمان
او سر فراز ميشود ، آزاد مي شود
يك تكه سنگ...يك نفس گرم، زندگي...
عمري به اين نفس نفس آباد مي شود
موعود سبز اورشليم هاي پر زيتون!
باز آ كه باغ با تو دلش شاد مي شود!
شعر از دوست عزیزم
جناب آقای قاسم اردکانی
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 9 توسط انا الحق
|