بارانی تر از باران (7)
عده ای از آلمان و انگلیس آمده بودند دیدن آقا . توی اتاق جا نبود .
رفتند در محوطه ی باز جلوی اتاق ایستدند .باران می آمد . بچه ها
اصرار کردند از توی اتاق سخنرانی کند . قبول نکرد . رفت زیر باران و
حدود یک ربع برایشان حرف زد .
.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 22 توسط انا الحق
|